|
سلام دوستان گرامی پیشاپیش عید غدیر عید امامت و ولایت را به تمام شیعیان جهان تبریک می گویم امید وارم از سیعیان واقعی این امام همام باشیم
چکیده :
(الرصافی ،2006 ،227)
(الرصافی ،2006 ،227)
الرصافی و حا کمان نالایق
فلعّـــلَ الــدَّهــر منهــــم بــــدمٍ یغســـــل عــــــاره (الرصافی ،2006 ، ،605) از جمله موضوعات اجتماعی که در دیوان رصافی به چشم می خورد ،موضوع آزادی می باشد که عشق به آزادی فردی،آزادی وطن و آزادی اندیشه است و همین امر او را به سوی آزادی وطن از دست بیگانگان کشاند . زیرا او معتقد است که انسان آزاد خلق شده است پس بندگی غیر خدا کردن مخالف طبیعت و سرشت انسان است و عصر،عصر آزادی ا ست و ملت ها را به دفاع از آن فرا می خواند . رصافی انقلابات عصر حاضر را نمونه ای برای آزادی انسان می داند .و زبان ها برای آزادی انسان گویا می شود و سرود آزادی برای مردم می سراید و به بیداری کرامت انسانی می پردازد وآرزوی آزادی فکرو آزادی مطبوعات برای شرق را سر می دهد و آزادی زندگی در سایه قانون عادلانه برای انسان شرقی و آرامش را می خواهد . قصیده مشهور «فی سبیل حریة الفکر » که در سال( 1926م) با مطلع زیر سرود، نمونه ای از اندیشه او است .
(الرصافی ،2006، 90 ) با خودم عهد کردم تا درمورد آزادی شعری بگویم وروزگاررا شا هد برنوشته ام گواه بگیرم رصافی و فقر فقر ازجمله مسائل دیگری که در اندیشه ی رصافی مورد توجه قرار گرفت، و در دیوان او زیاد به چشم می خورد .او عقب ماندگی و فقردر عراق را، سهل انگاری در کارها و عدم توجه به منافع ملی عراق از سوی حاکمان می داند . حاکمان منابع موجود درعراق را به نفع خود استفاده می کردند ، ولی دیگران را درحالت فقر و ناتوانی رها می کردند . به خاطر فقری که عموم مردم از آن در رنج وعذاب بودند؛ باعث شد تا محرومیتی که درمیان طبقات گوناگون وجود داشته باشند ، و از طرفی دیگرخود رصافی از یک خانواده محروم، وکسی که از نزدیک درد فقررا چشیده بود؛ به سوی فقرا روی آورد و احساسات عمیق خود را نسبت به فقرا درقالب شعر بیان کرد وفقروفقرا،بینوایی و یتیمی را به صورت دقیق توصیف کرد تا آنجا که به او لقب شاعر بینوایان داده شد . ( الفاخوری ، 1995، 493-494 ) ازآنجا که زن به عنوان عضوی از جامعه که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهد و همچنین به عنوان مادر، بیشترین نقش را در تربیت افراد جامعه دارد ، مورد توجه رصافی قرار گرفته است، او در عصری می زیست ، که زن گرفتار قید و بند و بی توجهی مردان بوده و هیچ گونه حق رأی و اظهار نظر نداشت، واز انجام هرنوع فعالیت اجتماعی محروم بودند؛و معتقد بودند ،که داناییو آگاهی عامل فساد زنان می باشد و هر چه قدر آگاهی زنان کمتر باشد عفیف تر هستند ، درچنین شرایط حساس، شاعر برای آگاهی مردم از نقش زن و تأثیری که بر پیشرفت جامعه دارد اشعار زیادی سرود ،و از وضعیت موجود انتقادمی کند تا اینکه او را درصف مقدّم اندیشمندان ومتفکران قرار دادن .بنابراین رصافی در دیوان خود مسأله تربیت ،آموزش ،ازدواج ، زن و حجاب و آزادی را مورد توجه قرار داد تا بدان اندازه که در دیوان بابی به «نسایات » اختصاص یافت؛که نمونه ای را ذکر می کنیم
(الرصافی ،2006 ،472) قطعاً بر اسلام دروغ بستند، که آن دروغ، مانند زلزلزه، کوهای بزرگ را می لرزاند . آیا دین اسلام فراگیری دانش، را فرزندان پسر ودختر واجب نکرده است ؟ و مادر ما ( عایشه ) در علم و آگاهی دریایی بود، که هر مشکلی که از او سئوال می کردند، حل می کرد . و پیامبر بزرگوار، علم دین و شریعت را به ا و آموزش داد. تا از بزرگان علم و دانش شد . همیشه به او مراجعه کنید، زیرا یک سوم دین شما با دلیل و برهان است .
(الرصافی، 2006، 473) جهالت و نادانی زن را دلیل بر پاک دامنی شان می بینم .گویا نادانی و جهالت محافظ و حامی برای زن است .
[1] الاصتخاب :ضخب ،بانک زد و فریاد / هَتَفَ فلانُ هُتافاً : بر او بانگ زد . [2] الاعتساف:ظلم و ستم [3] الوشک :سرعت البین :جدایی دوری ؟الغداف :کلاغ [4] الموائد :ج مائده :سفره آراسته به طعام [5] المطامع :آنچه انسان بدان حرص می ورزد [6] القاویل :ج اقوال :کلام سخن اللطاف:جلطیف :دقیق [7] البواطن :ج اطن : العفاف :پاکدامنی، سادگی بی آلایشی : [8] السّمان جسمین کلام ٌسمینٌ :سخن حکیمانه و پر نغز چکیده :
(الرصافی ،2006 ،227)
(الرصافی ،2006 ،227)
الرصافی و حا کمان نالایق
فلعّـــلَ الــدَّهــر منهــــم بــــدمٍ یغســـــل عــــــاره (الرصافی ،2006 ، ،605) از جمله موضوعات اجتماعی که در دیوان رصافی به چشم می خورد ،موضوع آزادی می باشد که عشق به آزادی فردی،آزادی وطن و آزادی اندیشه است و همین امر او را به سوی آزادی وطن از دست بیگانگان کشاند . زیرا او معتقد است که انسان آزاد خلق شده است پس بندگی غیر خدا کردن مخالف طبیعت و سرشت انسان است و عصر،عصر آزادی ا ست و ملت ها را به دفاع از آن فرا می خواند . رصافی انقلابات عصر حاضر را نمونه ای برای آزادی انسان می داند .و زبان ها برای آزادی انسان گویا می شود و سرود آزادی برای مردم می سراید و به بیداری کرامت انسانی می پردازد وآرزوی آزادی فکرو آزادی مطبوعات برای شرق را سر می دهد و آزادی زندگی در سایه قانون عادلانه برای انسان شرقی و آرامش را می خواهد . قصیده مشهور «فی سبیل حریة الفکر » که در سال( 1926م) با مطلع زیر سرود، نمونه ای از اندیشه او است .
(الرصافی ،2006، 90 ) با خودم عهد کردم تا درمورد آزادی شعری بگویم وروزگاررا شا هد برنوشته ام گواه بگیرم رصافی و فقر فقر ازجمله مسائل دیگری که در اندیشه ی رصافی مورد توجه قرار گرفت، و در دیوان او زیاد به چشم می خورد .او عقب ماندگی و فقردر عراق را، سهل انگاری در کارها و عدم توجه به منافع ملی عراق از سوی حاکمان می داند . حاکمان منابع موجود درعراق را به نفع خود استفاده می کردند ، ولی دیگران را درحالت فقر و ناتوانی رها می کردند . به خاطر فقری که عموم مردم از آن در رنج وعذاب بودند؛ باعث شد تا محرومیتی که درمیان طبقات گوناگون وجود داشته باشند ، و از طرفی دیگرخود رصافی از یک خانواده محروم، وکسی که از نزدیک درد فقررا چشیده بود؛ به سوی فقرا روی آورد و احساسات عمیق خود را نسبت به فقرا درقالب شعر بیان کرد وفقروفقرا،بینوایی و یتیمی را به صورت دقیق توصیف کرد تا آنجا که به او لقب شاعر بینوایان داده شد . ( الفاخوری ، 1995، 493-494 ) ازآنجا که زن به عنوان عضوی از جامعه که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهد و همچنین به عنوان مادر، بیشترین نقش را در تربیت افراد جامعه دارد ، مورد توجه رصافی قرار گرفته است، او در عصری می زیست ، که زن گرفتار قید و بند و بی توجهی مردان بوده و هیچ گونه حق رأی و اظهار نظر نداشت، واز انجام هرنوع فعالیت اجتماعی محروم بودند؛و معتقد بودند ،که داناییو آگاهی عامل فساد زنان می باشد و هر چه قدر آگاهی زنان کمتر باشد عفیف تر هستند ، درچنین شرایط حساس، شاعر برای آگاهی مردم از نقش زن و تأثیری که بر پیشرفت جامعه دارد اشعار زیادی سرود ،و از وضعیت موجود انتقادمی کند تا اینکه او را درصف مقدّم اندیشمندان ومتفکران قرار دادن .بنابراین رصافی در دیوان خود مسأله تربیت ،آموزش ،ازدواج ، زن و حجاب و آزادی را مورد توجه قرار داد تا بدان اندازه که در دیوان بابی به «نسایات » اختصاص یافت؛که نمونه ای را ذکر می کنیم
(الرصافی ،2006 ،472) قطعاً بر اسلام دروغ بستند، که آن دروغ، مانند زلزلزه، کوهای بزرگ را می لرزاند . آیا دین اسلام فراگیری دانش، را فرزندان پسر ودختر واجب نکرده است ؟ و مادر ما ( عایشه ) در علم و آگاهی دریایی بود، که هر مشکلی که از او سئوال می کردند، حل می کرد . و پیامبر بزرگوار، علم دین و شریعت را به ا و آموزش داد. تا از بزرگان علم و دانش شد . همیشه به او مراجعه کنید، زیرا یک سوم دین شما با دلیل و برهان است .
(الرصافی، 2006، 473) جهالت و نادانی زن را دلیل بر پاک دامنی شان می بینم .گویا نادانی و جهالت محافظ و حامی برای زن است .
[1] الاصتخاب :ضخب ،بانک زد و فریاد / هَتَفَ فلانُ هُتافاً : بر او بانگ زد . [2] الاعتساف:ظلم و ستم [3] الوشک :سرعت البین :جدایی دوری ؟الغداف :کلاغ [4] الموائد :ج مائده :سفره آراسته به طعام [5] المطامع :آنچه انسان بدان حرص می ورزد [6] القاویل :ج اقوال :کلام سخن اللطاف:جلطیف :دقیق [7] البواطن :ج اطن : العفاف :پاکدامنی، سادگی بی آلایشی : [8] السّمان جسمین کلام ٌسمینٌ :سخن حکیمانه و پر نغز تعریف ضمیر شأن: ضمیری که به اول مبتدا و خبر میآید وبرای بزرگ داشت و اهمیت مضوع را می رساند
ضمیر شأن فقط به صورت مفردغائب می باشد و به دو صورت منفصل و متصل است مانند :هو الله الرحیم ویا هی القناعة غنی حلول سال ۱۳۹۰ هجری شمسی را به همه ی هم وطنان گرامی تبریک گفته و سال خوشی برای همه آرزومندم امید وارم سال پرخیر و برکت از جهت معنوی و مادی برای همه هم وطنان عزیز باشد
چند توصیعه برای مطالعه
درس عربی :
1- یکی از عوامل مؤثر در یادگیری ، انجام پیش مطالعه است . یعنی درسی که هنوز تدریس نشده است ،مورد مطالعه ی قبلی دانش آموز قرار گیرد . داشتن اشتباه در این امر طبیعی است . ادامه مطلب
قواعد عربي سال دوم راهنمايي «صيغه» چيست؟ غائب كيست؟به كسي يا كساني كه درباره آنها صحبت مي شود، غائب گويند. مانند: هُوَ طالِبٌ يعني او دانش آموز است. در عربي غائب 6 صيغه دارد كه 3 صيغه مذكر و 3 صيغه مؤنث است. «مخاطب» كيست؟به كسي يا كساني كه با آنها صحبت مي شود، مخاطب يا حاضر گويند. مانند: أنْتَ طالِبٌ يعني تو دانش آموز هستي مخاطب هم مثل غائب 6 صيغه دارد كه 3 صيغه مذكر و 3 صيغه مؤنث است. «متكلّم» كيست؟ به كسي يا كساني كه در حال سخن گفتن هستند متكلّم گويند و بر 2 نوع است: 1-متكلّم وحده 2-متكلّم مع الغير «متكلّم وحده» كيست؟ به يك نفر گوينده كه در حال سخن گفتن است، متكلّم وحده گويند. مانند: أنَا طالِبٌ، أنَا طالِبَةٌ يعني من دانش آموز هستم «متكلّم مع الغير» كيست؟ به چند نفر گوينده كه در حال سخن گفتن هستند، متكلّم مع الغير گويند. مانند: نَحْنُ مُعَلِّمونَ – نَحْنُ مُعَلِّماتُ يعني ما چند معلم هستيم توجه: صيغه هاي متكلّم مذكر ومؤنث ندارند. «فعل» چيست؟ كلمه ای است كه بر انجام گرفتن كاري يا روي دادن حالتي در زمان مشخص دلالت مي كند. مانند: ذَهَبَ يعني رفت فعل از نظر زمان عبارت است از : «فعل ماضي» چيست؟ به فعلي مي گويند كه بر انجام گرفتن كاري يا روي دادن حالتي در زمان گذشته دلالت مي كند.مانند: ذَهَبَ يعني رفت فعل ماضي داراي 14 صيغه يا شكل است كه 6 صيغه اول، غائب و 6 صيغه دوم، مخاطب يا حاضر و 2 صيغه آخر، متكلّم است.
مانند: هُوَ ذَهَبَ يعني او رفت «ضمير منفصل» چيست؟ به ضميري مي گويند كه در اول كلمه به صورت جداگانه مي آيد. مانند: هُوَ ذَهَبَ يعني او رفت ضمير منفصل بر 2نوع است: «ضمير منفصل فاعلي » چيست؟ به ضميري مي گويند كه در اول كلمه جانشين فاعل مي شود. مانند: هُوَ ذَهَبَ يعني او رفت «ضمير منفصل مفعولي(نصبي، جرّي) » چيست؟اين نوع ضمير نقش مفعولي دارد كه در ترجمه «را» مي گيرد و مفعولي است. مانند: ايّاكَ نَعْبُدُ يعني تنها تو را مي پرستم (مفعولي(نصبي ـَــً)) «ضمير متصل» چيست؟به ضميري مي گويند كه در آخر كلمه مي آيد و به كلمه قبل از خود مي چسبد. مانند: ـهُ در كلمه كِتابهُ يعني كتابش ضمير متصل بر 2 نوع است: 1-متصل فاعلي(رفعي) 2- متصل مفعولي(نصبي،جرّي) « ضمير متصل فاعلي» چيست؟به ضمايري مي گويند كه فقط به آخر فعل مي چسبند. مانند: تَ در فعل كَتَبْتَ يعني نوشتن «ضمير متصل مفعولي» چيست؟به ضمايري مي گويند كه به آخر هر سه نوع كلمه (اسم،فعل و حرف) مي چسبند. مانند: كَ در كلمات مِنْكَ يعني از تو ــ كِتابُكَ يعني كتاب تو ــ أخْرَجَكَ يعني تو را بيرون آورد. توضيح: ضماير متصل فاعلي همان علامت صيغه يا شناسه يا ضمير بارز هستند كه به آخر فعل (ماضي،مضارع،امر و …) اضافه مي شوند. توضيح: ضماير متصل مفعولي هر گاه به فعل بچسبند هميشه مفعولند (رفعي) و هرگاه به اسم بچسبند گاهي مفعول و گاهي اضافي اند(نصبي،جرّي) و اگر به حرف بچسبند هميشه اضافي اند(جرّي) ضماير متصل مفعولي مانند ضماير منفصل، 14 صيغه دارند كه در زير صرف مي كنيم. مانند: ايّاكَ نَعْبُدُ يعني تنها تو را مي پرستم (مفعولي) ايّاكَ نَسُتَعين يعني ياري را از تو مي خواهيم.(مفعولي) «فعل مضارع» چيست؟ به فعلي مي گويند كه بر انجام گرفتن كاري يا روي دادن حالتي در زمان حال يا آينده دلالت مي كند. مانند: يَخْرُجُ يعني خارج مي شود فعل مضارع هم داراي 14 صيغه است كه 6 صيغه، غائب و 6 صيغه، مخاطب و 2 صيغه متكلّم دارد. فعل مضارع با اضافه كردن يكي از چهار حرف مضارعه ( يـ ، تـ ، أ ، نـ ) بر اول فعل ماضي ساخته مي شود. مانند: يَكْتُبُ – تَكْتُبُ – أكْتُبُ – نَكْتُبُ توجه: يك فعل، وقتي مضارع است كه علاوه بر داشتن حرف مضارعه در اول، حركت حرف آخر ريشه، ضمّه( ـُ ) باشد. مانند: يَكْتُبُ فعل مضارع از 3 قسمت تشكيل مي شود: 1- علامت فعل (يكي از حروف مضارعه ( يـ ، تـ ، أ ،نـ )) 2- ريشه فعل(مانند: فَعَلَ) 3-علامت صيغه يا ضمير متصل فاعلي(انِ، ونَ، ينَ، نَ)
فعل مضارع یَکتُبُ را در زير صرف مي كنيم.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||